اینهم یک عکس از جیگرم در حال کمک کردن به مامان جونش
حدیث جون و مسافرت به بابلسر
حدیث جون تابستون 1393روبه همراه با خانواده، مامانی، زن عمو و دختر و پسر عموش (زهرا و امیر علی جون) به شمال سفر کرد آنقدر بهش خوش گذشته بود که هنوز هم فکر سفر رو از سرش بیرون نکرده و همیشه به عکسهای توی البوم نگاه میکنه و میگه مامان جون بریم دریا اب بازی کنیم.جاتون واقعاًخالی خیلی خوش گذشت. ...
نویسنده :
خواهر جون
21:02
حدیث جون وجوجه اردکش
این عکس زمانی گرفته شد که جیگرررررررررم اردکش رو بغل کرده بودو خوابیده بود وقتی بیدار شد منم از این فرصت استفاده کردم و ازش عکس گرفتم.......... ...
نویسنده :
خواهر جون
20:40
حدیث جون و نگار جون(دخترخاله) در حال کتاب خواندن
اینهم یک عکس از حدیث جون..
عکسهای تولد جیگرممممممممم
12اذر92حدیث کوچولوی ما 1ساله شد.اما چون درایام ماه محرم وصفر بودیم فقط مقداری شیرینی و کیک تهیه شده بود تا بچه ها دور هم باشند. ...
نویسنده :
خواهر جون
18:09
اولین سفر حدیث جون به مشهد مقدس
حدیث جون اولین سفرش رو به مشهد مقدس سفرکرد.درحین راه محو تماشای بیرون شده بود ویک نوع تازگی خاصی رو براش به همراه داشت. ...
نویسنده :
خواهر جون
23:22
واکسن شش ماهگی
دراین روز حدیث جون رو اماده کردیم که ببریم واکسن شش ماهگیش رو بزنه ولی خواهر گلم با هزار شوق خودش رو برای رفتن به پارک اماده کرده بود ...
نویسنده :
خواهر جون
22:47
خلوت خواهرانه
امروز برای اولین بار مامان جون تورو به من سپرد ومنم در همین حین از فرصت استفاده کردم و عکس یادگاری از خواهر گلم گرفتم. ...
نویسنده :
خواهر جون
22:26












