شعر خوندن
چند شبی بود که واسه حدیثم قصه تعریف میکردم تا بخوابه..بعد از چند شب قبل از خوابیدن داشت با خودش زمزمه میکرد گفتم چی داری میگی گلم جوابمو نداد موقع خوابیدن دیدم داره واسه خودش شعر میخونه....شعر خوندن به زبون حدیث.گنجشگک اشی مشی.گنشک اشی مشی لب بوم ما نشین بارون میاد تو خیس میشی برف میاد گوله میشی میفتی تو حوض نقاشی کی میگیره فراش باشی .کی میکشه قصاب باشی.کی میپزه اشپز باشی کی میخوره حدیث باشی.....اگه دقت کرده باشید به جای حکیم باشی میگه حدیث باشی.....دومین داستان داستان حسنی کثیف بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شعر خوندن 

