خوشگله
اينجا حديث جون تازه از حموم در اومده و ميگه به من شيشه بديد و از من عكس بگيريد البته حديثي اينجا كوچيك بود.............. ...
نویسنده :
خواهر جون
13:02
تولد
عزیزدلم 12اذر روز تولد تو بود اما به دلیل اینکه در ماه صفر هستیم مجبوریم تولدت رو باکمی تاخیر بگیریم حدیث این هدیه الهی وزیبا ترین هدیه توی زندگیمون دوستت دارمممممممممممممممممم عقشمنننننننننن ...
نویسنده :
خواهر جون
18:18
خرسی
خونه خاله جونه و حدیث خرسی رو بغل کرده............. همه توی پذیرایی نشسته بودیم بعدش حدیث و نگار از اتاق اومدن بیرون و به من میگفتن گوشیتو بده که پو بازی کنیم. دادم اما بهشون گفتم باید باهم بازی کنید اگه به حرفم گوش نکنید ازتون میگیرم...گوشی رو گرفتن و در رفتن..... بعد چند دقیقه که رفتم بهشون سر بزنم دیدم نگار به حدیث نمیده و حدیث هم به نگار نمیده.وقتی نگار رفت اب بخوره حدیث هم گوشی رو برداشت و رفت پیش سمانه جون و گفت شما پو بیار سمانه جون گفت اخه واسه چی خودت نمیاری حدیثهم گفت اخه من کوچیکم اما شما بزرگی........... ...
نویسنده :
خواهر جون
15:17
نگاروحدیث
اینهم نی نی دو تا جیگر درحال شیر خوردن نوش جونتون باشه ...
نویسنده :
خواهر جون
15:06
بافتنی
اینهم چندتا عکس از بافتنیهایی که زنعمو جون حدیث واسه تولدش بافته ...
نویسنده :
خواهر جون
15:03








